۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

سخنرانی دکتر «سعید بهزادی فر» درباره مرکز مشاوره «نیک اندیشان» و دکتر «مصطفی تبریزی» (روان شناسی - سخنرانی ها)



سخنراني دكتر «سعيد بهزادي‌فر»

درباره‌ي مركز مشاوره‌ي «نيك انديشان» و دكتر «مصطفی تبريزي»

در تاريخ 18/11/1387

به نام خداوند جان و خرد

كزين برتر انديشه برنگذرد

بيا تا جهان را به بد نسپريم

به كوشش همه دست نيكي بريم

نماند همي نيك و بد پايدار

همان به كه نيكي بود يادگار

فريدون فرخ فرشته نبود

ز مشك و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش يافت اين نيكويي

تو داد و دهش كن، فريدون تويي

سال‌ها پيش وقتي كه دنبال اسمي براي مركز مشاوره‌ي «نيك انديشان» مي‌گشتيم؛ فكر كرديم آن چه را كه واقعاٌ از دل‌مان و ذهن‌مان برمي‌آيد، انتخاب بكنيم. و سال‌ها قبل تر از آن؛ فكر مي‌كنم دقيقاٌ سال 65 ، مي‌شود 22 سال پيش. من دانشجوي مهندسي شيمي گرايش نفت بودم؛ و هميشه دلم مي‌خواست يك روان‌شناس باشم. بالاخره هم يك روزي كاغذ و قلم را گذاشتم زمين، و گفتم كه من مي‌روم و كنكور علوم انساني شركت مي‌كنم و مي‌آيم و روان‌شناسي مي‌خوانم. امروز 22 سال گذشته. خيلي خوشحالم كه بر آن پله‌هايي كه دوست داشتم توانستم گام بردارم و الان آقاي دكتر، بهتر از من مي‌دانند. رضايت شغلي يكي از پايه‌هاي اساسي بهداشت روان است. به شدت احساس سلامتي مي‌كنم و به شدت احساس خوشحالي مي‌كنم. چون آن كاري را كردم، كه دلم مي‌خواست. امروز توي جايگاهي هستم كه دلم مي‌خواست. كه با يك تعداد زيادي از آد‌م‌ها دست هم را بگيريم و در كنار هم رشد بكنيم. و اين را بارها به شما عزيزان هم گفته‌ام كه خيلي خوشحالم؛ كه كنار شما هستم و دارم در كنار شما رشد مي‌كنم. تو اين قدم، گام‌هايي با هم ديگر برداشتيم. در طول مسير، خيلي‌ها به ما پيوستند و الان خانواده‌ي بزرگ «نيك‌انديشان» دارد قدم به قدم، با هم ديگر جلو مي‌رود. و در كنار هم و بيشتر از همه فكر مي‌كنم خودِ من وخانواده‌ام داريم رشد مي‌كنيم. و اين را مديون همراهي شما هستيم. ما امروز با هم مشاوره‌ي فردي مي‌كنيم، ما امروز با هم‌كلاس‌هاي روحی برگزار مي‌كنيم، با هم ديگر سفر مي‌رويم، با هم نشستِ چهارشنبه سوري داريم، با هم ديگر در شب يلدا هستيم. دور هم هستيم و خلاصه اين كه داريم با هم زندگي مي‌كنيم. بارها اين را گفته‌ام و شما شنيده‌ايد. و وقتي مي‌روم جاي ديگري، پيش خانواده‌ي خود، يا خانواده‌ي همسرم. بلافاصله دلتنگ خانواده‌ي خودم كه خانواده‌ي «نيك انديشان» باشد، [مي شوم.[ خيلي‌ها با ما در اين راه همكاري كرده‌اند، همراهي كرده‌اند. دلم مي‌خواهد حالا كه حضور دارند، يكي دو دقيقه‌اي ازشان اسم ببرم، ازشان تشكر كنم. معنوي دست‌شان را ببوسم. از كجا شروع كنم؟ اين‌هايي كه نزديك‌ترند. آقاي دكتر «برفابي» كه از آخرين كساني است كه البته به ما پيوستند و به شدت خودشان را در خانواده‌ي «نيك انديشان» عزيز كردند. آقاي دكتر «طاهري» كه امروز تشريف آوردند. اولين بار است افتخار مي‌دهند. سركار خانم «گودرزي». ديگر «محسن» كه احتمالاً احتياج به معرفي ندارد. و توي كلاس بغلي حتماً دلش تاپ تاپ مي‌زند كه اين جا باشد. ديگر خدمت شما عرض كنم سركار خانم «فرزانه احمدي» كه از آن دوره، فرزانه با صميميت‌اش، با مديريت اجرايي‌اش، و با مشاوره‌ي خوبش. به ما همه، ياري مي‌دهد. سركار خانم «قربان پور» كه سال‌هاست با بزرگواري‌شان همراه و همگام ماست. براي ادامه‌ي تحصيل رفتند خارج از كشور. دوباره برگشتند به خانواده‌ي خودشان. سر كار خانم «نام‌آوري» كه افتخار مي‌دهند و صميمانه و از ته دل به صورت رايگان به مراجعان ما مشاوره‌ي تلفني مي‌دهند. هر هفته، شنبه‌ها اين جا مي‌نشينند و به مراجعان ما مشاوره‌ مي‌دهند. من فكر مي‌كنم كه بخش اصلي‌ رشدم را مديون همراهي همسرم – زهره – كه در واقع اگر نبود، باور كنيد «نيك انديشان» نبود. و خيلي‌هاي ديگر كه دلم مي‌خواهد ازشان اسم ببرم. اما امروز خانواده‌ي بزرگ «نيك انديشان» ميزبانِ استادي است كه همه‌ي ما حتماً و حتماً به حضورشان افتخار مي‌كنيم. يك روزي پيدايشان كرديم و «فرزانه» به ما كمك كرد كه رهايش نكنيم. يك آدمي كه من فكر مي‌كنم ؛ كه بعضي آدم‌ها، توي مجامع علمي شناخته شده‌اند، بعضي از آدم‌ها توي عوام، توی عموم جامعه. آقاي دكتر «مصطفي تبريزي» از افرادي هستند كه هم تو مجامع علمي، برجسته و سرشناس هستند، هم چهره‌شان سال‌هاست كه با مردم ايران همراهي مي‌كند. سال‌ها پيش كه من دانشجوي مقطع ليسانس بودم از ارادتمندشان بودم، دورادور. و به مرور شاي يك همكاري دور با هم ديگر داشتيم. و من هميشه سمت شاگردي‌شان را داشته‌ام. امروز به ما اين افتخار را داده‌اند كه استارت همكاري را با «نيك انديشان» بزنند. و ما اين افتخار را داشته باشيم كه حضور ايشان، گرمي بخش خانواده‌ي «نيك انديشان» باشد. فرصت به ما دادند فكر مي‌كنم، تا حدود ساعت 1 در خدمت‌شان خواهيم بود. البته هر چقدر استاد به ما فرصت بدهند ما فرصت را بيشتر غنيمت مي‌شمريم.

سخنرانی دکتر «مصطفی تبریزی» در مرکز مشاوره ی خانواده ی «نیک اندیشان» به مدیریت آقای دکتر «سعید بهزادی فر»


۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

کتابی در معرفی شعر، در شناخت شاعر (معرفی کتاب «تد هیوز و سیلویا پلات، شکارچی خرگوش»)(معرفی کتاب های ادبی ، شعر و داستان)


کتاب را «انتشارات فردا» یا به عبارت دیگر «نشر فردا» درآورده است. نویسندگان محمد رحیم اخوت و حمید فرازنده اند. نام کامل و عنوان اصلی هم به این شکل است: «تد هیوز و سیلویا پلات، شکارچی خرگوش». تعداد صفحات کتاب 107 برگ است، به اضافه ی چند شعر که در پایان آمده است و به زبان اصلی، که همان شعرهایی است که در متن ترجمه شده اش آمده است. سال چاپ این نسخه ای که من دارم؛ سال 1380 است و در اصفهان به چاپ رسیده است. عناوین فهرست اصلی کتاب نیز به ترتیب، این ها هستند.

پیش گفتار

حمید فرازنده: آغاز و انجام یک پیوند

تد هیوز: نرگس ها

تد هیوز: دزدیدن از خودم

تد هیوز: قصه پریان

تد هیوز: شکار چی خرگوش

محمد رحیم اخوت: درست مثل یک قیچی

سیلویا پلات: شکارچی خرگوش

سال شمار زندگی و آثارِ تد هیوز و سیلویا پلات

متن اصلی شعرها

احتمالاً یا کتاب را نخواهید یافت و یا خیلی سخت، در یافتن آن موفق خواهید شد. نمی دانم چه سری در کار آقای «شکل آبادی» مدیر و صاحب امتیاز «نشر فردا» می باشد، که آن چه را درمی آورد، درست پخش نمی کند. شکی ندارم که از سر تفنن دست به کارِ این شغل پر زحمت نشده اند، آدمی هستند، با شعور و سابقه ی زیاد، اما آن چه به چاپ رسانده اند را تا آن جا که من می دانم و با اهالی کتاب فروش در تماس ام درست در پخشش کوشش نمی کنند. به هر حال اگر یکی چند ترجمه ی به نسبت خوب از اشعار «سیلویا پلات» و «تد هیوز» می خواهید و هم چنین اگر یک سالشمارِ تقریباً دقیق از زندگیِ این دو شاعر برایتان چیزِ قابلِ توجهی است سعی کنید این کتاب را بیابید یا حداقل اگر یافت نشد، چنان چه در کتابخانه بود، به امانت بگیرید که مطالعه ی آن کم و بیش لذت بخش است، هم بخش جنابِ «فرازنده» و هم آن چه که آقای «محمدرحیم اخوت» آورده اند و در فصلِ به نسبت مفصل ترِ کتاب.

پژمان مهندس پور

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

دقیق شدن در حماسه (معرفی کتابِ «نارسیده ترنج» نوشته ی سجاد آیدنلو) (معرفی کتاب های تاریخی و اساطیری)



عنوان : نا رسیده ترنج (بیست مقاله و نقد درباره ی شاهنامه و ادب حماسی ایران)


ناشر: نقش مانا ، با همکاری انجمن دوستداران فردوسی


نویسنده: سجاد آیدنلو، با مقدمه ی دکتر جلال خالقی مطلق


چاپ اول: 1386


شمارگان: 2200 نسخه


این اثر پژوهشی حاوی 23 فصل اساسی است. فصل یا گفتار نخست، مقدمه ای است از استاد دکتر «جلال خالقی مطلق» و گفتار بعدی نیز پیشگفتارِ مولف است.


سپس یک فصلِ بزرگ آغاز می شود با سرآغازی به نام (الف : مقالات تحقیقی) که حاوی 16 بحث است، درباره ی موضوعات گوناگون، که همان گونه که خود مولف آورده، مجموعه بحث هایی تحقیق شده اند درباره ی «شاهنامه ی فردوسی» و از جنبه هایی گوناگون. در میان این 16 بحث که به نظر من همگی سلسله ی مقالاتی اند، کار شده و دقیق سه عنوان بیشتر جلب توجه ام نمود. 1- شاهنامه در سفینه ی تبریز 2- اصفهان و شاهنامه و 3- نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان و شاهنامه.


البته بقیه ی بحث ها نیز مقالاتی اند پخته و دقیق، اما این سه عنوان برای من تازگی بیشتری داشت. به هر حال بعد از آمدن این 16 بحث و همچنین گذرِ از آن دو بحث نخست؛ به یک سر فصل اساسی دیگر می رسیم به نام: (مقالات نقد). این فصل اساسی نیز دارای پنج زیر فصل است. از 5 زیرفصل، چهار گفتار، بحث هایی است به شکل نقد و همان گونه که مولف تاکید داشته است، و البته بر آثاری کهن در ادب پارسی و گاه به گاه بر مصحح و تصحیح کننده آنها. و اما گفتار پنجم یا آخرین گفتار کتاب از سومین فصل اساسی، که همان گونه که از نام آن هویداست مجموعه یادداشت هایی است؛ جا افتاده یا به عمد آمده در پایان کتاب، که مولف صلاح دانسته است تا آورده شود. به هر ترتیب در پایان می توان گفت کتاب کاری است، دقیق که مولف به جد بر سر نگارش و پژوهش آن وقت گذارده است؛ و خواننده را وا می دارد تا منتظر بحث ها و پژوهش هایی دیگر از این مولف باشد.


پژمان مهندس پور

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

شعرهای زیبا، عکس های خوب (معرفی کتاب تو مشغول مردن ات بودی) (معرفی کتاب های ادبی)

ترجمه: محمدرضا فرزاد

انتخاب تصاویر: شهریار توکلی

انتشارات: حرفه هنرمند

چاپ دوم : 1388

تعداد صفحات : 208 صفحه

کتاب مجموعه ایست از شعرهای شعرای بزرگ جهان که مناسب با هر شعر؛ عکسی نیز انتخاب شده و رو در روی شعر به چاپ رسیده، آن عکس نیز چاپ شده است.

شاعرها جمعاً حدود 40 شاعرند. همگی نام آشنا و معروف. در صفحات انتهایی کتاب نیز، شرحی کوتاه به همراهی عکسی کوچک از هر شاعر آمده است.

کتاب در قطع رقعی است؛ اما از طول کمی کوچکتر است. می شود گفت که قطع کتاب کاملاً از قطع معمول پیروی نمی کند. قیمت به نسبت قطع و نوع چاپ و کاغذ گلاسه تقریباً عادلانه انتخاب شده است. شعرها نیز همگی همان گونه که گفته شد انتخابی هستند از شعرهای شعرای بزرگ. البته از شعرای ایرانی در آن چیزی نیست؛ البته شاید به این دلیل که آنها را می شناسیم و از آنها خوانده ایم. به هر حال کتاب تقریباً خوب طراحی و تا اندازه ی زیادی بی اشتباه در آمده؛ به جز فهرست نخست که با آن که در گرافیک، سعیِ در نوآوری شده، اما کمی گیج کننده است. به هر ترتیب، ارزش خریدن دارد. تنها نگرانی؛ طیف زبان های گوناگونِ شاعران است؛ و این که یک مترجم زحمت ترجمه ی همه ی آن ها را کشیده، آدم را کمی به شبهه می اندازد که ترجمه از زبان دوم و سوم آن هم برای شعر تا چه حد درست است؟ بالاخره تلاشی است؛ که شده و امیدوارم از خوانش آن لذت لازم را ببرید.

پژمان مهندس پور

۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

تحلیلی امروزی، از ادبیاتِ دیروز (معرفی کتاب پیدا و پنهان "تحلیلی روانشناختی بر داستان رستم و سهراب")

عنوان: پیدا و پنهان (تحلیلی روان شناختی بر داستان رستم و سهراب)
نویسنده: مظفر احمدی دستگردی
ناشر: انتشارات مهر افروز
شمارگان: 3000 جلد
تعداد صفحات: 78 صفحه
سال چاپ: 1384
طرح جلد: مژده زمانی
نویسنده بعد از یک پیشگفتارِ کوتاه به اصل بحث می پردازد. البته اصل بحث نیز، تحلیلی بر داستان تازه ای نیست؛ اما او – نویسنده – این مبحث را از زاویه دیدی بسیار تازه می کاود؛ و نکته در همین است. هم نکته و هم جذابیت موضوع. در چند سالِ اخیر حرف هایی بسیار، و تحلیل های به نسبت تازه ای، درباره ی «رستم و سهراب» خوانده بودم؛ اما این پژوهش؛ چون از زاویه ای داستان را دیده بود، که هم تازه می نمود و هم یک عادتِ همیشگی، در تحلیلِ این داستان را خِرق کرده بود؛ برایم جالب شد. به نظر من نویسنده، «رستم» را سمبل سنت به معنای متعارفی که درباره ی آن شنیده ایم، نگرفته، و همچنین، «سهراب» را نیز، سمبلِ نیروی نو به معنای همیشگی آن نیاورده است؛ بلکه از این دو – «رستم و سهراب»– تحلیل تازه تری دارد. البته بحث اصلی و اساسیِ نویسنده – «مظفر احمدی دستگردی»- این هم نیست، و بیشتر آن چیزی که خواننده را در خوانشِ تحلیل، دچار جذب و رغبت می کند، بررسیِ دقیقِ اثر با اثر، یا همان؛ «رستم و سهراب با رستم و سهراب» است. و البته از یک زاویه دیدی نو. به عبارت دیگر، این که مولف، تنها به اشعار رجوع می کند و از دلِ شعر و متنِ خودِ «فردوسی» است، که نظر خویش را به اثبات می رساند – این مورد – برای من جذبه ی جالبی داشت. هیچ وقت این داستان را از این زاویه ندیده بودم. به نظر من، همچنین، می شود گفت، که این اثر، بزرگترین حسن اش در وارد نکردنِ نگره های سیاسی روز است، به اثری کهن و البته سمبل قرار ندادن ها و برچسب نزدن های همیشگی به شخصیت های حماسیِ این نوع از داستان ها، یا همان داستان های حماسی. از سوییِ دیگر نیز، حسنِ دیگرش؛ دیدنِ داستان است از زاویه ای بدیع و زدنِ حرفی نو و نیاورده از درونِ خود؛ یا همان خودِ مولف؛ بلکه از دیگر سو، گرد شده از دلِ خودِ شاعر؛ یا همان راوی که «فردوسی» باشد. به هر ترتیب از دادنِ اطلاعات بیشتر، طفره می روم، زیرا ساده کردن مبحث در یکی دو جمله کارِ جالبی نیست. با خواندنِ پژوهش، می توانید به موضوع نزدیک تر شوید و البته حتماً مخالف و موافق هم خواهید شد. زیرا این کتاب، یکی از محاسنش، وا داشتنِ شما به موضع گیری است و البته امیدوارم که چنین باشد.
با سپاس
پژمان مهندس پور

روزهایی بدتر از بد (معرفی کتاب «ترک گفتن "آخرین روزهای سیلویا پلات")(معرفی کتاب)


عنوان: ترک گفتن (آخرین روزهای «سیلویا پلات»)

نویسنده: جیلیان بکر

مترجم: نغمه رضایی

چاپ دوم: پاییز 1386

تعداد صفحات: 80 صفحه

ناشر: نغمه زندگی

تیراژ: 2000 جلد

کتاب مجموعه خاطراتی است که پس از سی سال بازگو شده اند. نویسنده، تا حدی شیوا، دقیق و شفاف از خاطراتش با «سیلویا پلات» نوشته است. آشنایی نویسنده به دورانی برمی گردد که «پلات» از «تد هیوز» جدا شده بود. دورانی بد، تلخ، و در عین حال بسیار پربار، به لحاظ شعر. شعرهایی که «پلات» در این دوران – دوران جدایی- نوشت، اگر چه از بهترین آثار اوست؛ اما شکی نیست که آن روزها، روزهای بسیار تلخی بوده است، برای این آدم. به هر ترتیب اگر علاقه مند به «سیلویا پلات» و شعر این شاعر یا زندگی او هستید، کتاب مجموعه اطلاعات دقیقی از فضای ذهنی و روحی شاعر دارد در واپسین روزهای زندگی اش؛ و بعد مرگ و حتی چگونگی دفن و این که کجا به خاک سپرده شد و چگونه. به هر صورت به نظر من اگر زندگی «پلات» را، حتی تا اندازه ای دنبال کرده اید، دنبال کردن این کتاب؛ که البته حجمی هم ندارد، تا حد زیادی می تواند جای خالی خیلی از اطلاعات را تا اندازه ی زیادی پر کند.

پژمان مهندس پور

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

تحلیلی کوتاه بر یک پژوهشِ تاریخی (ترکمانان آق قویونلو؛ تالیفِ حوری وشِ احمدی دستگردی) (معرفی کتاب)

1- تحلیلِ محتوای صوری اثر
پژوهشِ «ترکمانان آق قویونلو» تالیفِ دکتر «حوری وش احمدی دستگردی» به تیراژ 1200 جلد و با نوبت چاپِ 1387؛ و به چاپ رسیده از طرفِ انتشارات «باز» کتابی است تاریخی، مشتمل بر 6 فصل و 42 زیر فصل که هر کدام به نظر من، به خودی خود، مدخلی است، برای گفتگو و پژوهش های مفصلِ دیگر، و البته بسیار کمک کننده به دیگر مورخین.
همچنین در این اثر یک سالشمار، از اتفاقات مهم تاریخی داریم، که در صفحات انتهایی کتاب آمده است؛ و تا اندازه ی بسیاری نیز یاری دهنده است و دقیق، در جهتِ مطالعه ی بهتر کتاب. همچنین کتاب، مقدمه ای کوتاه دارد که گرچه مفصل نیست؛ اما روشن است، و شفاف. به جز این، نویسنده در آغاز اثر و با وضوح تمام، منابعی را که از آنها در نوشتنِ این پژوهش سود برده و به کار دیگر پژوهشگران نیز می خورد را، هم مورد بررسی قرار داده است، و هم تا حدی نقد نموده است، که این خود تلاشی از سوی مولف است در جهتِ باز کردنِ یک مدخل خوب و البته در آغازِ کتاب؛ که البته بیشتر به دردِ پژوهشگران حرفه ای خواهد خورد، تا خوانندگان و علاقه مندان عمومی تاریخ خوان.

2- محتوای درونی (نام اثر)

همان گونه که از نام اثر هویدا است، این کتاب، تلاش دارد تا در حینِ روایت؛ تحلیلی نیز داشته باشد، از سلسله ی آق قویونلوها، که البته بیشتر بدان چه پرداخته است، بررسی چگونگی پیدایش و به قدرت رسیدنِ این سلسله است، در قسمت عمده ای از ایرانِ آن روز.

و شاید به همین دلیل بهتر می بود؛ کتاب اسمی شبیه به این می گرفت: «چگونگی پیدایشِ ترکمانان آق قویونلو» که به هر شکل نگرفته و هیچ بعید نیست، این گونه سهوها تاثیر یا دخالتِ انتشارات نیز باشد؛ این را می گویم چون چنین سهوی از طرف مولف با توجه به پژوهش چند ساله، به نظر بعید است و من نیز با توجه به شناختی که از انتشارات در ایران دارم؛ از این گونه دخالت ها بی خبر هم نیستم. به هر ترتیب همان گونه که یاد آور شدم کتاب با دقتی در خور؛ بیشتر به پیشینه ی ترکمانان آق قویونلو پرداخته و در یک بررسیِ بدون حشو، آن چه را که مد نظر داشته است، به هر صورت، تا حدی نزدیک به مطلوب به تالیف رسانده و در پژوهش، بیشتر یک کوششِ سخت گیرانه می بینیم، تا سهل انگاری.


3- محتوای درونی (فصل بندی؛ فصل یک)

بعد از دیباچه، گزیده ی منابع و منابعِ موردِ پژوهش، فصل نخست آغاز می شود. این فصل دارای چند زیر فصل است، به شرح زیر:

الف) پیشینه ی ورودِ ترکان آق قویونلو به آناتولی

ب) منشاء آق قویونلوها

ج) واژه ی آق قویونلو

د) موقعیت جغرافیایی و اقتصادی آناتولی

هـ ) دگرگونی های سیاسی آناتولی قبل از پیدایش آق قویونلوها

از میانِ زیر فصل ها؛ مورد اول – پیشینه ی ورود ترکان آق قویونلو به آناتولی – حجم بیشتری را به نسبتِ دیگر زیر فصل ها در بر گرفته و بحثی است، مفصل تر. به نظر من این زیر فصل گرچه دارایِ منابعی است، مستدل و محکم، اما اگر مولف کوشش نموده بود، تا به ریشه های عمیق تری از ترکمانان و جایگاهِ ابتدایی ایشان و چگونگی پیوندهای مربوط، در میانِ ترک و تورانی و در نتیجه ترکمان؛ پرداختِ بیشتری بنماید، گرچه شاید بحث را مطول می نمود؛ اما با توجه به ویژه و اختصاصی بودنِ این پژوهش، ارجاعِ به آن –جایگاه ترک و تورانی – تا حدی شاید، لازم به نظر می رسید.

به هر ترتیب در پی این زیر فصل؛ مولف به چهار مبحث دیگر نیز پرداخته که هر کدام جهتِ نگاه از زاویه ای تازه مبحث اصلی را نشانه گرفته است؛ تا مولف بتواند از همه ی ابعادِ موضوع، بحث اصلی را تا آن حدود گسترش بدهد، که به تکرار نرسد و البته این اتفاق یعنی تکرار هم رخ نداده است؛ یعنی هم آق قویونلوها و بحث های پیرامون آنها خوب باز شده است؛ و هم «آناتولی» و موقعیت جغرافیایی اش، کاملاً به توضیح رسیده است.


4- محتوای درونی (فصل بندی، فصل دوم)

این فصل از صفحه ی 53 کتاب آغاز، و تا صفحه ی 77 ادامه می یابد. در این فصل نویسنده به شکلِ جدی به چگونگیِ رشدِ صوری و حرکت های سیاسیِ این سلسله – آق قویونلوها – در ابتدای قدرت توجه نشان داده است. به همین دلیل نیز در این مبحث با افراد سر و کار بیشتری پیدا کرده ایم. افرادی تاریخی همچون: «قتلو بیک»، «احمد بیک»، «عثمان بیک» و غیره. به نظر من تا آن جایی که خوانده ام، در کمتر کتابی – حتی متون اختصاصی تاریخی – این چنین به روابط ریز و دگرگونی های پیش آمده در این دوره توجه ویژه ای این چنین شده است. می توان گفت، به روابطِ پیش از صفویه، مورخین ما کمتر توجه داشته اند و این روابط که خود به نظر می رسد؛ نقطه ای مهم بوده است در جهتِ رشدی که بعداً صفویه پیدا کرد؛ تا اندازه ای در متونِ پژوهشی از نظر دور افتاده است. علت آن هم شاید متقارن بودن و برجسته نبودنِ آن هاست؛ در برابرِ یک حکومتِ متمرکز و یکدستی چون صفویه، که البته به هیچ وجه دلیلی برای آن که ما بخشی از تاریخِ ایران را به بخشی دیگر ترجیح بدهیم نیست.

و به نظر من اهمیت این کتاب -«ترکمانان آق قویونلو»- و کتاب هایی با موضوعاتی این چنین، در همین نکته و مواردی از این دست است.

به هر روی همان گونه که گفته شد، مباحثِ مطرح شده در این فصل روند خوبی یافته، اما پژوهش گر، تا حدی نیز در بسط دادنِ مطالب از یک امساک ویژه پیروی نموده است. امساکی که به نظر می رسد، اگر نبود، یا اگر نویسنده دچارِ این گمان، (خواننده می داند) نشده بود، شاید مطلب راحت تر و سلیس تر، در جهتِ فهم بحث پیش می رفت، که تا حدی نرفته است.

به هر روی این فصل، با شش زیر فصل، با عناوین و با عناوین زیر به تحریر درآمده که به این ترتیب اند:

الف) رابطه ی ترکمن ها با ترابوزان

ب) احمد بیک آق قویونلو

ج) علت پیوستن عثمان بیک به قاضی برهان الدین

د) چگونگی مرگ قاضی برهان الدین به دست عثمان بیک

هـ ) قاضی برهان الدین احمد سیواسی

و) چگونگیِ به قدرت رسیدنِ قاضی


5- محتوای درونی (فصل بندی، فصل سوم)

در این فصل همان روند فصل دوم به لحاظ نگارش و چگونگی ادامه می یابد؛ افزون بر این که در این فصل، به دلیلِ پیچیده تر شدنِ روابط، این حکام – آق قویونلوها- با حکام محلیِ دیگر؛ نثرِ نوشته هم لاجرم تا حدی به سمتِ پیچیدگی بیشتری چرخش برداشته و مولف کوشش نموده؛ تا همه ی روابط را بدون پرداختنِ به زوائد بی دلیل، به واضح ترین شکل در اختیارِ خواننده قرار دهد. همچنین در این فصل، یک زیر فصلِ ارزشمند به لحاظ مدارکِ تاریخی در اختیارِ خواننده قرار می گیرد، به نامِ (موقعیتِ سیاسیِ ساکنانِ جزیره های کوچک ونیزی، و فرمانروایان محلی) که با افزوده شدنِ دو سند از طرفِ مولف، این بخش هر چه بیشتر بر استناد و ارزشمندی اش افزوده می گردد.

به هر ترتیب، در این فصل با زیر فصل های زیر روبروییم:

الف) دستیابی عثمان بیک بر قدرت

ب) آق قویونلوها و تیمور

ج) موقعیتِ سیاسی ساکنان جزیره های کوچک ونیزی، و فرمانروایان محلی

د) موقعیت عثمان بیک بعد از یورش تیمور

هـ) نخستین پیکار عثمان بیک و قرا یوسف

و) نبرد هرزم

ز) دیگر جنگ های قرا عثمان با قرایوسف


6- محتوای درونی (فصل بندی، فصل چهارم)

همچنان که کتاب را می خوانید، ملاحظه می کنید که از سوی نویسنده، قدم به قدم و با حوصله پیش رفته اید. اگر در فصل پیشین – فصل سوم – به طور دقیق به چگونگیِ روابطِ ایشان – آق قویونلوها- با تیمور و دیگر امور پرداخته شده است، در این فصل بیشتر می بینیم، که ایشان، چگونه در رابطه با بزرگترین مخالف خویش – قراقویونلوها – سر از دارِ مکافات بیرون می کشند. همچنین خواهیم دانست که روابط آنها با جانشینان تیمور یا همان شاهرخ به چه ترتیب است. چرا «عثمان بیک» به حلب می گریزد و قضیه در چه حدود و از چه قرار است، که حتی سلطان مصر، سفرِ حج را موکول به آینده می کند؟

به عبارتی دیگر، این که این دو طایفه در میان درگیری های خود، چگونه اوضاع را به اوجِ ناامنی می رسانده اند؛ بیشترین دریافتی است، که می توان از درونِ این بحث به ارمغان برد؛ البته به اضافه ی پانزده زیر فصلِ دیگر که یکی چند تایی از آنها از این جمله اند:

الف) رابطه ی آق قویونلوها با شاهرخ تیموری

ب) محاصره ی کماخ به دست پیر عمر

ج) سبب یورشِ شاهرخ به آذربایجان

د) مرگ قرایوسف

هـ ) پیکار شیخ کندی


7- محتوای درونی (فصل بندی، فصل پنجم)

فصل پنجم، فصل کوتاه، اما ارزشمندی است. در این فصل به دلایلِ تمایل امرای غرب برای برقراری روابط با شرق پرداخته می شود. همان چیزی که بعدها «اوزون حسن» بزرگ ترین آدم این سلسله، خواهان، مشوق و ادامه دهنده ی آن بود. و بعدتر عباس کبیر نیز در ادامه ی آن کوشید. البته واضح است، که هر کدام برای بر پا داشتنِ این روابط، نیت خویش را در سر داشته اند، اما آن چه هست، این که دلایل این نیت در آن سال ها، و در این فصل گرچه در یک بررسی اجمالی اما به نسبت با یک تحلیل بالا به نوشته در آمده است.

همچنین بر رویِ یکی از نامه های مبادله یافته، دقتِ خوبی منظور شده، و نامه به همراهی اصل نامه با ژرف نگری ویژه ای مورد مداقه قرار گرفته است؛ که البته نتیجه گیری نیز، در برداشتِ از محتوای نامه به نظر درست و مستند می آید.

در پایان زیر فصل های این فصل:

الف) به چه دلیل غرب خواهان روابط با شرق بود؟

ب) مبادله ی سفرا

ج) نامه ی عثمان بیک به سیجسموند مجاری

د) بررسی نامه

هـ) سفارت دو نماینده ی سیجسموند به شرق


8- محتوای درونی (فصل ششم، واپسین فصل)

در آخرین فصل، فصلِ آخرِ زندگی عثمان بیک هم نوشته می شود؛ او سرانجام در میانه ی زد و خوردهای قدرت و در حمایت از حامی اش؛ شاهرخ در جنگی که نابرابر هم نبود؛ کشته و در کبرِ سن به دیار دیگر شتافت.

این جریان با نثری موجز و البته دقیق از سوی نویسنده، گفته و دلایل شکست نیز توضیح داده می شود. سپس شخصیت «عثمان بیک» موردِ بررسی قرار می گیرد و بعد از آن با شرحی نه چندان بلند، حوادثِ بعد از مرگِ وی نیز مورد کنکاش قرار می گیرد؛ حوادثی که به قولِ نویسنده، با همه ی کم و کاستی ها و زد و خوردهایش؛ سرانجام، از دلش صفویه را می زاید.


موخره

این پژوهش دارای چند ویژگی اساسی است، از جمله:


1) ایجاز

این ایجاز هم خوب است و کار را سریع پیش می برد و وقت خواننده را بی جا تلف نمی کند و هم بد؛ به دلیل آن که در پاره ای موارد، البته بسیار اندک باعث می شود تا کمی حجمه ی اطلاعات از توانِ خواننده فراتر برود و او مجبورِ از بازگشت بشود و دوباره خوانی.


2) توجه به مسائل اقتصادی

در این پژوهش؛ نویسنده از توجه به مسائل اقتصادی که مورخینِ ما کمتر بدان دل مشغولند فارغ نبوده، و به انگیزه های تجاری و جنبه های گوناگون این انگیزه – اقتصاد- توجه به نسبت خوبی داشته است؛ که گرچه بسیار نیست، اما قابل تامل و در خور ستایش است.


3) پژوهش در یک مقطع گُنگ

از جمله مواردی که این پژوهش را لایق ستایش می کند توجه نویسنده است؛ به یک مقطع به نسبت گنگ از تاریخ ما. این مقطع از تاریخ ایران، مخصوصاً در این سال هایی که مولف بدان پرداخته، تا هم از کمبودِ منابع کهن در رنج است، و هم مورخین امروز در جهتِ رفع این مشکل کمتر گام برداشته اند. پس طبیعتاً کار در این مقطع سختی های ویژه ی خود را دارد. به همین دلیل بسیار جای سپاسگزاری دارد، که مورخینی چون مولف این کتاب، با توجه به تمام مشکلات؛ سعی در بازگشایی چنین مواردی نموده و جای شکر که تا اندازه ی بسیاری نیز در تلاش خود موفق بوده اند.


4) پاورقی های سنجیده و درست

از دیگر مواردِ قابل تمجید در این پژوهش، وجود پاورقی های راهگشا، حساب شده، و دقیق است. پاورقی هایی که هم به جا از متن اصلی جدا شده اند تا مزاحم بحث نباشند و هم اطلاعات دقیق و ذیقیمتی در اختیار خواننده می گذارند. به خصوص که تقریباً هر شهری یا منطقه ای که در متن از آن سخن رفته، تا آن جا که می شده است، در پاورقی به تفصیل در مورد آن اطلاعات ارزشمندی داده شده، و خواننده توانسته تا با دریافتی درست از محیط و جغرافیا؛ امروز و دیروز را در یک تطابق درست؛ سبک و سنگین کند.


5) فهرست اعلام یا نمایه ی نام ها

نمایه ی نام های این کتاب نمایه ی متنوع و دقیقی است؛ که البته خوب هم تقسیم شده است؛ اما افسوس که در بعضی موارد، نمایه با صفحه ی مورد نظر نمی خواند. البته گرچه این مورد زیاد اتفاق نیفتاده، اما در ساحت کلی اثر، باعثِ خللِ کوچکی شده است؛ که اگر نبود کتاب به لحاظ صفحه بندی تقریباً بی نقص جلوه می کرد. به هر ترتیب وقتی مولفی فهرستِ اعلامی چنین دقیق به دست می دهد؛ جای آن دارد تا صفحه بند نیز آگاهانه؛ مسوول و با تعهد، تلاش کند تا زحمات چند ساله ی نویسنده را محترم شمرده و اگر خدای ناکرده، ساحت مورد پژوهش در استطاعت یا شناختش نیست؛ آن را به دیگری که شتافت دقیق تری نسبت به موضوع دارد واگذار کند. تقسیم کار و بخش بندی وظایف نه این که عیب نیست؛ بلکه خود نشانه ای است، بسیار واضح، از شعورِ اهالی نشر. به هر ترتیب سهوی است که رخ داده و باز با این همه از ناشری که اقدام به چاپ چنین اثرِ دقیق و پر زحمتی نموده، من خود شخصاً سپاسگزارم. خداوند خود، همه ی ما را به راه راست هدایت؛ و اهالی فرهنگ و هنر و پژوهش را در این برهه از تاریخِ این ملک هر چه بیشتر رو سفید گرداند.

محمد حسین فیاض آباده ای
دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته ی تاریخ